محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
67
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و عرج بيومين ام القرى * و نم فعسى ان تراها خيالا لتسأل عن ساكنيها الرماد * و لم تر للنار فيها اشتعالا يومين در اين ابيات از ديههاى اشبيليه است و بنى عباد از آن ده بودند . و در اين قصيده در هجو اعتماد گويد : تخيرتها من بنات الهجين * رميكية ما تساوى عقالا فجائت بكل قصير العذار * لئيم النجادين عما و خالا قصار القدود و لكنهم * اقاموا عليها قرونا طوالا سپس به روزگار جوانىاش با المعتمد اشاره مىكند و در حق او اشارات ناشايست مىكند و او را بدين بيت مخاطب مىسازد : ساكشف عرضك شيئا فشيئا * و اهتك سترك حالا فحالا « 11 » در هرحال ، عوامل سياسى و شخصى دست به هم دادند تا ابن عمار هرچه بيشتر لگدكوب حوادث گردد . ابن عمار از زندان خود براى المعتمد بن عباد قصايدى همه شكايتآميز و عطوفتبرانگيز مىفرستاد كه دل سنگ را آب مىكرد ، ولى مؤثر نمىافتاد . ابن الخطيب مىگويد : « اگر قلم تقدير بر سر او نرفته بود و اجلش فرانرسيده بود ، آن قصايد هردلى را نرم مىساخت و هركوهى از گناه را بر باد مىداد » . يكى از مشهورترين قصايد او قصيدهء زير است كه اوتار دل را مىلرزاند :
--> ( 11 ) . ابن الابار : الحلة السيراء ( نسخهء خطى اسكوريال ) ، برگهاى 74 و 102 . همچنين رجوع كنيد به دوزى : 711 . p , II . V , muradidabbA . tsiH . المقرى : نفح الطيب ، ج 2 / ص 451 و 452 .